عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
60
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
كليّه و جزئيّهء طب باشد و ابو مروان بنا بكفتهء آن حكيم كتاب تيسير را كه در امور جزئيّهء طب است تأليف نموده و بكتاب كليات ابن رشد منظم ساخت از جمله كلمات ابن رشد است كه فرمايد ( من اشتغل بعلم التشريح ازداد ايمانا باللّه ) * 2 تذييل ابو يوسف يعقوب بن يوسف بن عبد المؤمن ملقب بمنصور حكمران اندلس بوده و در شهر ( سلا ) كه در اقصاى بلاد مغرب است در سنه پانصد و نود و پنج در سن چهل و هشت بعد از پانزده سال حكمرانى وفات نمود بعد از فوت او پسرش محمد بن يعقوب سلطنت اندلس يافت و به ( الناصر ) ملقب گرديد و اين هر دو پادشاه از ملوك بنى عبد المؤمن هستند كه همه شيعى مذهب بودهاند * 1 ابن رشد ابو محمد الطبيب هو ابو محمد عبد اللّه بن ابى الوليد محمد بن احمد بن محمد بن رشد پسر حكيم سابق الذكر و طبيب مخصوص محمد بن يعقوب الملقب بالناصر حكمران اندلس بوده و در نزد او معزز و هم اطباى مبرز عصر خويش بشمار مىآمد و له من الكتب مقالة فى حيلة البرء * 2 1 ابن الرضوان الطبيب المصرى هو ابو الحسن على بن رضوان بن على بن جعفر مولد و منشأ وى مصر و هم در آن بلد طب را تحصيل و بمزاولت اعمال آن اشتغال داشت و اشتهار آن حكيم بىنظير در آن ملك بمرتبهء بود كه از بلاد دور بجهة استفاضه از محفل تدريس و مجمع افادتش شدّ رحال مىنمودند و نيز رياست اطباى آن ديار بان طبيب اريب انحصار داشت ولى گويند آن حكيم بر فضلاى معاصرين خود كثير الردّ بوده و در حين مباحثه و مناظره بشتم طرف مقابل اقدام مىنموده و از صناعت طب مالى وافر و املاك زياد اندوخته داشت در اواخر عمر به مرض ماليخوليا مبتلى كرديد بعضى از موّرخين در سبب آن مرض نوشتهاند كه ابن رضوان در غلاى عظيم معروف مصر دختر يتيمى را بخانهء خويش آورد و سالها ويرا نفقه داد و در منزل خود پرورش و تربيت نمود و آن دختر بجاى نقود و نفايس حكيم اطلاع داشت روزى كه خانه را خلوت يافت بيست هزار دينار زر مسكوك با بعضى اشيأ نفيسه و جواهر قيمتى از خانهء او برداشته فرار نمود و كسى از مكان آن دختر نمكنشناس خبر نيافت و اين فقره سبب